تدریس خصوصی آیلتس

نمونه اسپیکینگ آیلتس

This speaking test for IELTS is on the topic of possessions.

Possessions

Part 1

Time: 4-5 minutes

Now, in this first part of the test I’m going to ask you some questions about yourself.

Lets talk about your hometown.

  • What kind of place is your hometown?
  • What do young people do for entertainment in your hometown?
  • What is the worst thing about living in your hometown? (Why?)

I’d like to move on and ask you some questions about tourism in your country.

  • What should a visitor see and do in your country?
  • Are there any traditional art or music that you would recommend? (Why?)
  • Tell me about the kind of visitor who come to your country.

Let’s move on and talk about being on time for appointments.

  • Is being late acceptable in your culture? (Why/why not?)
  • Are you ever late for appointments? (Why/why not?)
  • What type of excuses do you think are alright for lateness?
  • How do you feel when someone is late for an appointment with you?

Part 2

Time: 3-4 minutes

Now, I’m going to give you a topic and I’d like you to talk about it for 1-2 minutes.

Before you talk you’ll have one minute to think about what you are going to say and you can make notes if you wish. Do you understand?

Ok, here’s some paper and a pencil to make notes, and here is your topic. I’d like you to describe something you own which is very important to you.

Describe something you own which is very important to you.

You should say:

  • What you use it for
  • How long you have had it
  • Where you got it from

And explain why it is so important to you.

Follow up questions:

  • Is it valuable in terms of money?
  • Would it be easy to replace?

Part 3

Time: 4-5 minutes

We’ve been talking about something you own which is very important to you, and I’d now like to ask you some questions related to this.

First, lets consider values and the way they change.

  • What kinds of possessions give status to people in your country?
  • Has it always been the same or were different possessions thought of as valuable in the past?
  • Why do you think people need to show their status in society?

Now we’ll discuss the role of advertising.

  • Do you think advertising influences what people buy?
  • Do advertisements give correct information, or do they encourage people to buy things that they may not need?
  • Is advertising really necessary in modern society?

Thank you. That is the end of the speaking test for IELTS.

تدریس خصوصی آیلتس

پیشوندها و پسوندها در زبان انگلیسی

حتما برای شما اتفاق افتاده که هنگام خواندن یک متن انگلیسی با کلمات نا آشنای زیادی برخورد کرده باشید؛ یکی از مهم ترین دلایل این مشکل ندانستن پیشوندها و پسوندها است. با یادگیری پیشوندها و پسوندها می توانید معنی خیلی از واژگان نا آشنا را حدس بزنید که نتیجه ی آن افزایش دایره لغات شماست. پیشوندها (prefixes) به ابتدای ریشه کلمات اضافه می شوند، آنها معمولا بین یک تا سه حرف هستند. پسوندها (suffixes) به انتهای ریشه کلمات اضافه می شوند که معمولا بین یک تا پنج حرف می باشند.

پیشوندها

dis-

با اضافه کردن پیشوند dis به افعال از آنها متضاد می سازیم. یک مثال در این خصوص کلمه disagree (به معنای مخالف بودن) است که متضاد agree (به معنای موافق بودن) می باشد.

مثال های بیشتر disallow, disappear, dislike


ex-

exبه معنای سابق یا قبلی است که با اسامی ترکیب می شود. اسامی ترکیب شده با این پیشوند نشان دهنده این است که مثلا کسی در گذشته در پستی کار می کرد ولی الان دیگر در آن پست کار نمی کند، یا کسی قبلا همسر کسی دیگر بود ولی الان دیگر نیست و غیره. کلمه ex-husband (شوهر سابق) یک مثال برای پیشوند ex می باشد.

مثال های بیشتر ex-employer, ex-friend, ex-president


mis-

این پیشوند به افعال و اسامی اضافه می شود و نشان می دهد که چیزی به صورت بد یا اشتباه انجام داده شده است. مثلا کلمه mishear حاکی از آن است که شخصی چیزی را اشتباهی شنیده است، یا misprintنشان دهنده این است که چیزی به صورت اشتباه چاپ شده است.

مثال های بیشتر miscalculate, misinform, misunderstand


pre-

پیشوند preبا اسامی و صفات ترکیب می شود. واژگان ساخته شده به چیزی اشاره می کنند که قبل از چیزی دیگر اتفاق می افتد. یک مثال در این خصوص عبارت pre-gameexercise (تمرین قبل از بازی) می باشد.

مثال های بیشتر pre-dinner, pre-job, pre-match


re-

re با افعال و اسامی آنها ترکیب می شود که به معنای دوباره است. برای مثال remarryبه معنای دوباره ازدواج کردن است و remarriage (ازدواج دوباره) اسم فعلremarry می باشد.

مثال های بیشتر reappear, rebuild, rename


un-

پیشوند unبه صفات، اسامی و قیدها اضافه می شود تا متضاد آنها را بسازد. برای مثال اگر un را به صفت acceptable (به معنی قابل قبول) اضافه کنیم کلمه unacceptable (به معنی غیر قابل قبول) بوجود می آید که متضاد acceptable می باشد.

مثال های بیشتر unable, uncomfortable, unfair :

از پیشوندهای زیر نیز می توان برای اسامی و افعال جهت ساخت کلمات متضاد استفاده کرد:

il-, im-, in-, ir-


پسوندها

-ed

پسوند ed به افعال اضافه می شود و زمان آنها را به گذشته تبدیل می کند. کلمه workedیک مثال برای این پسوند است.

مثال های بیشترcleaned, looked, walked


-er

این پسوند دو کاربرد مهم دارد:

  • er با افعال ترکیب می شود و اسامی آنها را بوجود می آورد. اسامی بوجود آمده اغلب مربوط به مشاغل می باشند. مثلا کلمه teacher (معلم) از فعل teach مشتق شده است.
    مثال های بیشتر baker, leader, player
  • در کاربرد دوم er به صفات تک هجایی برای مقایسه کردن اضافه می شود که مربوط به ضمایر تفضیلی می باشد:
    Robert is taller than his friend.
    رابرت از دوستش بلندتر است.
    مثال های بیشتر bigger, longer, older

-ful

ful به اسامی اضافه می شود و از آنها صفت می سازد. powerful (قوی) نمونه ای از این صفات است.

مثال های بیشتر beautiful, harmful, useful


-ion

پسوند ion به افعال اضافه می شود و از آنها اسم می سازد. برای مثال با اضافه کردن ionبه protect (به معنای حمایت کردن) اسم protection (حمایت) بوجود می آید.

مثال های بیشتر action, connection, education :

پسوندهای ition و sion نیز همین کاربرد را دارند.


-ize

izeبا اسامی ترکیب می شود و از آنها فعل می سازد. یک مثل در این خصوص کلمهapologize (عذر خواهی کردن) می باشد که با اضافه شدن ize به کلمه apology (عذر خواهی) ساخته شده است.

مثال های بیشترemphasize, memorize, summarize

این پسوند در انگلیسی آمریکایی استفاده می شود، در انگلیسی بریتانیایی برای این منظور از پسوند ise استفاده می شود.


-ly

این پسوند با صفات ترکیب می شود و از آنها قید می سازد. exactly (به معنای دقیقا) یک مثال در این خصوص است.

مثال های بیشتر badly, finally, normally


-ous

ousیکی دیگر از نشانه های صفات در زبان انگلیسی است که به ویژگی چیزی یا شخصی اشاره می کند. برای مثال famous (مشهور) حاوی این پسوند است.

مثال های بیشتر ambitious, curious, previous


تدریس خصوصی آیلتس

جملات شرطی

جملات شرطی‌ شامل دو قسمت می‌باشند: يکی‌ عبارت شرطی‌ و ديگری‌ عبارت اصلی‌. عبارتی‌ که حاوی‌ if باشد را عبارت شرطی‌ و عبارت ديگر را عبارت اصلی‌ می‌ناميم.

رويدادی‌ که در عبارت اصلی‌ توصيف می‌شود بستگی‌ به شرطی‌ دارد که در عبارت شرطی‌ بيان می‌شود.

 We will get wet. If it rains this evening,
عبارت اصلی‌ عبارت شرطی‌

عبارت شرطی‌ می‌تواند در انتهای‌ جمله نيز بيايد، ولی‌ در اين صورت علامت ويرگول (,) حذف می‌شود:

 if you press this button. The door opens
عبارت شرطی‌ عبارت اصلی‌

به طور کلی‌ سه نوع جمله شرطی‌ وجود دارد:

  • جملات شرطی نوع اول
  • جملات شرطی نوع دوم
  • جملات شرطی نوع سوم

جملات شرطی‌ نوع اول:

از جملات شرطی‌ نوع اول برای‌ بيان یک شرط (يا موقعيت) ممکن و يک نتيجه محتمل در آينده استفاده می‌شود.

if حال ساده will/won’t مصدر بدون to
if I work hard, I will pass my exams
  • If I find your watch, I will tell you.
    (.اگر ساعت شما را پيدا کنم به شما خواهم گفت)
  • If we leave now, we’ll catch the 10.30 train.
    (اگر حالا حرکت کنيم به قطار ساعت ۱۰:۳۰ می‌رسيم)
  • If I see him, I’ll tell him the news.
    (.اگر او را ببينم خبرها را به او خواهم گفت)
  • You’ll get wet if you don’t take an umbrella.
    (.اگر چتر نبری‌ خيس خواهی‌ شد)

نکته: علاوه بر will می‌توان از should ،must ،can ،might ،may و غيره نيز استفاده کرد که در اين صورت معنی‌ آن کمی‌ فرق خواهد کرد:

  • If you pull the cat’s tail, it may scratch you.
    (اگر دم گربه را بکشی‌ ممکن است تو را چنگ بزند
  • You should eat less rice if you want to lose weight.
    (اگر می‌خواهی‌ وزن کم کنی‌ بايد کمتر برنج بخوری‌)

جملات شرطی‌ نوع دوم:

از جملات شرطی‌ نوع دوم برای‌ بيان يک شرط يا موقعيت غير واقعی‌ يا غير ممکن و نتيجه محتمل آن در زمان حال يا آينده بکار می‌رود. در واقع در اين نوع جملات حال يا آينده‌ای‌ متفاوت را تصور می‌کنيم.

if گذشته ساده would (‘d)
would not (wouldn’t)
مصدر بدون to
if I had more money, I would (‘d) buy a new car.
if you lived in England, you would (‘d) soon learn English.

چند مثال ديگر:

  • If he needed any money, I’d lend it to him. (But he doesn’t need it)
    (اگر به پول احتياج داشت به او قرض می‌دادم)
  • If I had more time, I’d help you.
    (اگر وقت بيشتری‌ داشتم به شما کمک می‌کردم)
  • If I were* a rich man, I’d buy an expensive car.
    (اگر ثروتمند بودم يک ماشين گرانقيمت می‌خريدم)
  • I wouldn’t accept the job (even) if they offered it to me.
    (اگر آن کار را به من پيشنهاد می‌کردند هم قبول نمی‌کردم)
    در اين نوع جملات، اغلب بجای ‌ was از were استفاده می‌شود:
  • If I were living in Tehran, we could meet more often.

جملات شرطی‌ نوع سوم

از اين نوع جملات شرطی‌ برای‌ تصور گذشته‌ای‌ غير ممکن استفاده می‌شود. در واقع در اين نوع جملات، گوينده آرزوی‌ يک گذشته متفاوت را دارد. (ولی‌ به هر حال گذشته‌ها گذشته!)

if + گذشته کامل + would have + قسمت سوم فعل (p.p.) + ….

  • If I’d seen you, I would have said hello.
    (اگر تو را ديده بودم، سلام می‌دادم)
  • If he had driven more carefully, he wouldn’t have been injured.
    (اگر با دقت بيشتری‌ رانندگی‌ کرده بود، مجروح نمی‌شد)
  • If I had known you were in hospital, I would have gone to visit you.
    (اگر می‌دانستم در بيمارستان بستری‌ بوديد می‌آمدم و شما را ملاقات می‌کردم)
  • I would have gone to see him if I had known that he was ill.
    (اگر می‌دانستم بيمار بود می‌رفتم و به او سر می‌زدم)

چند نکته:

در اين نوع جملات می‌توان بجای‌ would از could يا might هم استفاده کرد:

If the weather hadn’t been so bad, we could/might have gone out.

از would فقط می‌توان در عبارت اصلی‌ استفاده کرد و در عبارت شرطی‌ نبايد آن را به کار برد:

If I had seen you, I would have said hello. (not : ‘If I would have seen you’)

 

تدریس خصوصی آیلتس

نمونه یک جواب با نمره بالا در بخش دوم آزمون شفاهی

Describe a time when you were really busy . you should say

  • when this was
  • why you where so busy
  • how you managed the situation
  • and explain how you felt at the time.

Sample Answer:

I’m going to talk about the time I left a university assignment until the last minute and had to work flat out to get it finished. This was about ten years ago when I was doing my Master’s degree.I had to do several 3000-word assignments for the modules on my Master’s course, but I remember that there was one in particular that I really struggled with. I had been procrastinating and putting it off for weeks, and in the end I left myself just two days to get the whole assignment done.

This included finding and reading relevant books and articles, deciding on my thesis and assignment title, and producing a final draft which had to be handed in to the department office before the deadline.The pressure of such a close deadline actually forced me to manage the task in a really efficient way. My first step was to decide on the general area that I wanted to write about, and then I limited myself to just ten research sources. I printed the most relevant pages, highlighted the key paragraphs and made some notes to summarise and synthesise the ideas that I found interesting.

Finally, I just started writing the main body of the assignment, and I wrote the title and the introduction last. I had mixed feelings at the time. I was annoyed with myself for leaving it so late to get started on the assignment, but I was relieved and quite impressed with myself when I managed to complete the final draft so quickly. It was also quite stressful and tiring to have to find articles, do photocopying and then write everything so quickly. I wouldn’t want to go through that again!